شهید حجت اله برسو در سال ۱۳۴۸، در یک خانواده عشایر و مذهبی و سالامی از ایل خمسه در توابع خرامه چشم به جهان گشود. در یک خانواده به تمام معنا دنباله رو اسلام و قرآن روحانیت بودند چند سال بعد از تولد وی خانواده اش از توابع خرامه به یاسریه هجرت نمودند. در این روستا به دبتسان شهید ذبیح اله مراد زاده روانه شد تا کلاس .پنجم ادامه تحصیل نمودند . این شهید والامقام در مدرسه مشغول فعالیت
مذهبی بود و در پخش اعلامهی و راه پیمایی شرکت فعال داشت . در اوایل انقلاب البته سن این شهید کم بود ولی روح والا و از خودگذشتگی چشم گیر بود. در بین هم کلاسهایش معروف بود . در انقلاب سهم بخصوص داشت و در تمام مجالس و راهپیمایی ها شرکت داشتند و چون این شهید علاقه بخصوص به جبهه و جنگ داشت در شانزده سالگی عازمی وظیفه مقدس سربازی شد و چون از لحاظ کمی سن، کم سن و سال بود ولی از لحاظ قدرت بدنی رشید بود و گو.یا فکر می کردند جوان ۲۰ ساله بود و مدت ۲ سال مانده بود به سربازی، این شهید با پافشاری و اقرار خودش در پذیرش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فسا برای پاسدار وظیفه ثبت نام نمودند و دفتر چه آماده به خدمت گرفتتند . در تاریخ ۱/۹/۶۵ عازم آموزش پایدار وظیفه در شهرستان اقلید شدند . مدت آموزش نظامی را در این شهر به پایان رسانید و عازم جبهه های حق علیه باطل شدند . در تیپ امام حسن(علیه السلام) واحد مشغول بودند و تا مدت ۳ ماه بعد انتقال به لشکر همیشه پیروز و مقدس المهدی(عج) در واحد تخریب به فعالیت شایانی که داشت ادامه خدمت نمودندو چنان در جبهه شوق و علاقه بخصوص به جنگ و جبهه داشتند در تمام مأموریت های محوله داوطلب بودند و اصلاً هیچ وقت این شهید احساس خستگی نمی کردند و همیشه به فعالیت و شور و شوق به کار از خود نشان داد و با تمام برادران همسنگرش با مهربانی و اخلاق اسلامی رفتار می کردند. این رفتار در خانواده و در روستا و هم وطنان مشاهده می شد و این شهید با مردم بسیار با محبت و حرکات اسلامی و مهربانی رفتار می نمود و همیشه لبخند بر لبان خود داشت . در گروه مقاومت یاسر در روستای یاسریه همکاری فعالی داشت. در مسجد جامع یاسریه در مجالس مذهبی و نماز جماعت و جمعه شرکت می کرد تا این که زمان موعود فرا رسید و دعوت حق را لبیک گفت و عاشقانه و از روی اخلاص و صمیمیت در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل گردید و به پیشگاه محبوب لقاءالله شتافت و بدین سان به فرموده امام امت « ره صدساله را یک شبه پیمود و برفت تا با خون خود و شهیدان درخت اسلام را آبیاری کند.
روحش شاد و راهش پرورهرو باد
والسلام
قابل توجه افرادی که خیلی دوست دارند یک ماه رجب روزه بگیرند اما به هر دلیل این امکان رو ندارند
صدوق در « ثواب الاعمال » و « امالی» به اسناد خود از حضرت رسول اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم روایت نموده است که فرمود:
«هرکس سی روز از رجب را روزه بدارد منادی از آسمان ندا خواهد نمود که ای بنده ی خدا اما آنچه از تو گذشته است برای تو آمرزیده شد پس عمل را در مابقی عمر از سر بگیر …»
از ایشان پرسیده شد اگر کسی به هر دلیلی عاجز ازین روزه باشد چه کند تا به همچین ثوابی که توصیف فرمودید برسد؟
فرمودند:« در عوض هر روز گرده نانی به تصدق بدهد که قسم به کسی که جانم به دست اوست هرگاه چنین تصدقی هر روزه بدهد به آنچه توصیف کردم و بیشتر از آن خواهد رسید؛ چه هرگاه تمام خلایق کلا از اهل آسمانها و زمین جمع شوند بر اینکه مقدار ثواب آن را اندازه بگیرندبه عشر آن چیزی که در بهشت از فضایل و درجات عائل می گردد نمی رسند.»
گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله اگر کسی این صدقه را هم نتواند برای اینکه به ثوابی که توصیف فرمودی نائل شود، چه بایدش کرد؟
فرمودند:در هر روز از ماه رجب تا سی روز تمام شود این تسبیح را یک صد مرتبه بگوید:
سبحانَ الاِلهِ الجلیل سبحان من لا یَنبَغی التسبیحُ الا له، سبحان الاَعَزِّ الاکرم سبحانَ من لَبِسَ العِزَّ و هو له اهل » *
به نقل از کتاب المراقبات / اعمال ماه رجب / ثواب شگفت روزه ی ماه رجب
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:
« ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهی در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد و قتال با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است، کسیکه یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد مستوجب خشنودی بزرگ خدا گردد و غضب الهی از او دور می شود و دری ار درهای جهنم بر او بسته گردد. »
به نقل از مفاتیح الجنان / در فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب
بسم اله الرحمن الرحیم
«… انا لله و انا الیه راجعون» همه از خدائیم و در نهایت به سوی خداوند بر می گردیم. اکنون که فریاد حسین(علیه السلام) زمان بلند است و فرموده حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) .از حلقوم زاده خلفش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به آسمان برخاسته و « هل من معین» او
را همه بگوش جان شنیده ایم، درنگ را جایز نمی دانم و شرکت در این جهاد مقدس را وظیفه دینی و ملی خود می دانم و عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل هستم . برخود واجب می دانم از عموم دوستان و آشنایان خود حلالیت طلب کنم و از عموم عزیزان بخصوص پدر و مادر بزرگوارم، خواهران و برادران عزیزم می خواهم که مرا ببخشند و بخاطر خداوند از حق خود نسبت به این حقیر صرف نظر کنند و در یک کلام حلالم کنند. شاید خداوند مرا قابل دانست و به درجه شهادت نائل شدم.
پدر و مادر عزیز، برادران و خواهران مهربانم و شما همه کسانی که مرا می شناسید از شما تقاضا می کنم بعد از من ناله و زاری نکنید و اگر خواستید گریه کنید بر شهدا و مظلومین کربلا گریه کنید، صبر پیشه کنید و بدانید که « ان الله مع الصابرین» از همه عزیزان می خواهم فرمان امام را نصب العین قرار دهند و از دل و جان فرمان آن مرد بزرگ را اطاعت کنند و بدانند که سعادت دنیا و آخرت در پذیرش فرمان ولی دین است.
از همه هم محلی ها تقاضا می کنم قرآن را فراموش نکنند و آن را غریب نگذارند. نماز که ستون دین است برپا دارند و به آن اهمیت دهند و بدانند که مال دنیا ارزش آن را ندارد که بر سر آن با هم اختلاف داشته باشند. تقوی پیشه کنید و یقین داشته باشید دیر یا زود مرگ فرا می رسد و قیامت در راه است و خداوند به حساب یکایک ما رسیدگی خواهد کرد . چون از مال دنیا چیزی ندارم، از برادران و خواهرانم می خواهم احترام پدر و مادر را که خداوند بر ما واجب کرده است محترم دارند و نگذارند آن دو را که بسیار برایمان سختی کشیده اند ناراحت شوند . مجدداً از همه مردم عزیز حلالیت می طلبم و از ایشان می خواهم ما را از دعای خیر محروم ندارند.
والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته
کوچک شما حسینعلی صالح نژاد
بتاریخ بیست و هشتم بهمن ماه یکهزار و سیصد و شصت و هشت هجری شمسی

آخرین دیدگاه های شما