آرشیو موضوعی سایت

سرعت وقالب سایت

ارزشیابی شما از سرعت وقالب سایت

Loading ... Loading ...

روی تصویر کلیک کنید

آمار سایت

جستجوی حدیث مورد نظر

تبلیغات و اطلاع رسانی


آموزش نام نویسی درسایت درقسمت دانلود قرار گرفت



اگرکلیپ برای شمانمایش ندادفلش پلی یرمرورگراز

اینجا
دانلودونصب کنید

کلیپ های موجود


با کیفیت نسبتا خوب در سایت قرارگرفت

سیدعبدالله بیژنی

سرداربسيجي شهيدحاج سيد عبدالله بيژني- ل33 – از شهر اسير

سيد عبدالله بيژني در سال 1341 در شهر اسير از توابع شهرستان مهر استان فارس ديده به جهان گشود.اوج‌گيري مبارزات مردمي عليه رژيم ستمشاهي مصادف با ايام جواني او بود و سيد عبدالله شور جواني را با شعور انقلابي درهم آميخت پس از پيروزي انقلاب به عضويت بسيج درآمد تا از نهال نورسته انقلاب به بهاي جان حراست نمايد و پس از شروع جنگ تحميلي به منظور دفاع از مرزهاي ميهن راهي جبهه‌هاي نبرد شد پس ازbijanibizچندي به عضويت سپاه پاسداران درآمد و معاونت واحد تخريب تيپ المهدي (عج)‌ را عهده‌دار گرديد.سرانجام سرباز 25 ساله خميني کبير (ره) در تاريخ 23/7/1366 مصادف با بيستم و دوم ماه صفر منطقه شلمچه را با خون خويش آراست و بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسيد.پيکر مطهر او را در زادگاهش به خاک سپردند. روحش شاد

به نقل از مرحومه مادر شهيد بيژني

سيد عبدالله بنده فرمانبردار بود و همين بندگي او رادر پيشگاه خداوند عزوجل صاحب آبرو کرده بود. در روستاي ما خانمي بود که 15 سال از نعمت داشتن فرزند محروم بود يکبار اين خانم در حال زيارت قبور اموات به مزار سيد عبدالله رسيده و در آنجا توقف کرد.ناگهان دلش گرفت و به شهيد توسل کرد و از او خواست تا در درگاه خدا واسطه شود و براي او حاجت طلبد چندي گذشت که همه مردم روستا در شادي تولد فرزند آن خانم سهيم شدند.خبر توسل او به شهيد بين اهالي پيچيد چند وقت بعد کودک فلجي را از روستاي همجوار به اسير آوردند و بر سر مزار سيد عبدالله بردند آن طفل هم شفا گرفت حالا مزار سيد عبدالله چشم و چراغ مردم روستاست تا جائيکه حتي بچه‌هاي ده براي موفقيت در کارهايشان از او مدد مي‌گيرند.

**********

بنا به گفته حاج آقا فرزانه از قول مادر شهيد:

آن شب درخواب ديدم كه با تعدادي از خانواده معظم شهداء بطرف كوهي حركت مي كنيم قبل از رسيدن به كوه باغ سر سبز وخرمي را ديدم  ولي اين باغ داراي نگهبان بود خانواده شهداء با اجازه نگهبان وارد آن باغ شدند ولي به من اجازه ورود ندادند گفتم من با اينها دوست ورفيقم چرا به من اجازه نمي دهيد؟ نگهبان گفت شما فعلا اجازه ورودنداريد  گفتم كي اجازه دارم؟ گفت هفت ماه ونيم ديگر، از خواب بيدار شدم دقيقا  هفت ماه ونيم بعدشبي درخواب ديدم  كه حضرت امام خميني(ره) وارد منزل ماشدند و کنار درب خانه ما علم سبزي بر زمين گذاشت ورفتند از خواب بيدار شدم به شوهرم گفتم سيد عبدالله شهيد شد ايشان به خواب من اهميت ندادند فردا صبح از طرف بنياد شهيد وسپاه خبر شهادت حاج سيد عبدالله را براي ما آوردند  آري آن شب، بيست و هفتم ماه صفر بود گويي کسي به من گفت که عبدالله در چنين شبي به شهادت خواهد رسيد. و سيد عبدالله در شب 27 ماه صفر آسماني شد.

***********

حاضرم همه هستي ام را بدهم ويكبار حضرت امام خميني(ره)را ببينم

خدا توفيق داد مدتي درجبهه در كنار اين شهيد بزرگوار باشم ،بعداز عمليات كربلاي 5،شب چهارشنبه دعاي توسل برگزار شد رزمندگان تخريب چي با توسل

Continue reading

مطالب سایت

ارزشیابی شما از مطالب سایت

  • عالی (41%, 22 نفر)
  • خیلی خوب (20%, 11 نفر)
  • خوب (22%, 12 نفر)
  • متوسط (9%, 5 نفر)
  • ضعیف (7%, 4 نفر)

کل آراء: 54

Loading ... Loading ...

لوگوی سایت

برای حمایت وتبادل لینک باما کد زیررا کپی ودر سایت یا وبلاگ خود قراردهید

 

 

بایگانی شمسی